سيد محمد مهدى جعفرى
12
سيد رضى ( فارسى )
مىكنيم : جريان قبيله گراى سلطنت بنى اميه كه تلاش در تثبيت و گسترش سلطنت قبيلهء قريش ، از راه تيرهء اموى ، و نوزايى و دوباره زنده شدن ضدّ ارزشهاى جاهلى ، با الگو گرفتن از امپراتورى بيزانس دارد ، و جريان اسلامگراى امامت شيعه ( به معنى عام آن كه پيروى از آيين ابراهيمى و سنّت محمّدى ( ص ) و فرهنگ علوى و ايدئولوژى قرآنى است ) كه مىكوشد تا آثار قبيله پرستى و ضد ارزشهاى دوران جاهليّت نژاد گرايانهء عرب و شخصيت پرستى را از ميان بر دارد ، و آموزشهاى قرآن و اسلام و ارزشهاى انسانى را جانشين آن كند . نمايندگان جريان نخست همهء خليفگان اموى ( سفيانى و مروانى ) هستند . نخستين بخشنامهء معاويه به مغيرة بن شعبه در كوفه و بصره ، و سپس به ديگر كارگزارانش در مدينه و مكه و همهء سرزمينهاى سلطنت اموى ، دشنام دادن به على بر روى منبر و در خطبههاى نماز جمعهها ، و زدودن فرهنگ علوى و جعل حديث بوسيلهء انديشوران و مكتب سازان و آخوندهاى دربارى عليه على ، و واژگونه نشان دادن فضيلتهاى روشن و آشكار اوست . و سپس ايجاد فرقهاى فلسفى و كلامى به نام مرجئه براى ترويج انديشهء جبر مطلق و اعتقاد به قضا و قدر كور ، و مسلوب الاختيار بودن مردم در برابر مشيّت الهى ، به منظور پوشانيدن جنايات و ستمها و مال مردم خوريها و حقكشىهاى حاكمان بنى اميه از چشم مردم ساده و عوام ناآگاه . بازتاب اين طرز تفكر و فرقهء كلامى ، افكار افراطى معتزله در مورد همهء آن انديشههاست . اقدام ريشهاى ، و به ظاهر ساختگراى اين جريان ، تعيين ولي عهد براى خليفه و در واقع براى امپراتور يا سلطان است . معاويه با اين اقدام آشكارا خلافت اسلامى را به سلطنت عربى ، با چهرهء زشت امويش ، دگرگون ساخت ، و همهء جريانهاى بعدى كه از سال 49 يا 50 هجرى تا 132 پيش آمد ، پيامد و دنبالهء همين كارها بود .